احمد زیدآبادی: کدام الگوی اقتصادی؟

من با هیچ الگوی اقتصادی، سر ستیز ندارم به شرط آنکه آن الگو با آزادی برابر همۀ اتباع یک کشور، تضاد و تعارض پیدا نکند.

حتی اگر کمونیست ها نیز امکان ارائۀ مدلی از نوعی زندگی اشتراکی مبتنی بر نفی مالکیت خصوصی پیدا کنند که در آن، آزادی برابر تأمین و تضمین شود؛ در آن صورت دلیلی برای مخالفت با آن نمی بینم. متأسفانه آنچه در تاریخ معاصر جهان به عنوان مدل کمونیستی یا سوسیالیستی، شانس ظهور و بروز پیدا کرد؛ چندان تجربۀ تلخ و مخوفی شد که یادآوری آن نیز دردناک است. طبعاً برای من رنج کشیدن از گرسنگی، بر زندگی در زیر سایۀ تعقیب و مراقبت دائمی پلیس ترجیح دارد.

با این همه، زندگی اشتراکی داوطلبانه در کمون های مخصوص می تواند بخشی از تنوع و تکثر یک جامعۀ آزاد باشد تا از این طریق، آن دسته از افرادی که معنی زندگی را فقط در مالکیت اشتراکی می می دانند؛ مجبور به زندگی در مناسبات اقتصادی دیگری نشوند. از این رو به گمان من اگر هموطنان کمونیست و حامی نظام اشتراکی، به جای تمرکز بر متقاعد کردن کل جامعه برای پذیرش الگوی مورد نظرشان، وقت خود را معطوف به ایجاد چنین کمون هایی در آینده کنند، نتیجه اش برای جامعه و خودشان بهتر خواهد بود. خدا را چه دیدی؟ شاید زندگی در این کمون ها به اندازه ای شیرین و دلپذیر شود که به تدریج بخش بزرگی از جامعه را در برگیرد.

با این حساب من از الگوی نئو لیبرال هم چندان نگرانی ندارم؛ البته به شرطی که موضوع فقیران را سرسری نگیرد. می دانم که نئو لیبرال ها اصرار دارند که از طریق رونق اقتصادی و ایجاد اشتغال گسترده در جامعه، جمعیت فقیران رو به کاهش می رود و شرایط آنها نسبت به همتایان خود در سایر جوامع بهبود می یابد. طبعاً اشتغال به کاهش فقر کمک می کند؛ اما طبقه ای از محرومترین افراد را به خودی خو نجات نمی دهد. در اینجا قاعدتاً متفکران نئو لیبرال، پای خیریه های خصوصی را به میان می کشند و آنها را مسئول رسیدگی به این قشر معرفی می کنند. خیریه های خصوصی اما امری تضمین شده نیست. اگر خیریه ای شکل نگرفت و یا شکل گرفت و توان رسیدگی به وضعیت بغرنج برخی قشرهای حاشیه ای و درمانده را پیدا نکرد؛ در آن صورت چه باید کرد؟ با این همه به نظرم نئو لیبرال ها در جامعۀ ایران باید فرصتی امن و آزاد را برای ارائۀ نقطه نظرات خود پیدا کنند. در حال حاضر، نئولیبرالیسم در ادبیات برخی از صاحب نظران، حکم “کفر ابلیس” را پیدا کرده است و گویی فریدمن و هایک و نوزیک در شمار شیاطینی هستند که حتی اشاره به آراء آنها جرم محسوب می شود. بدتر آنکه این روزها، هر گونه سخن از خصوصی سازی، رقابت آزاد، مکانیسم بازار، آزاد سازی قیمت ها و غیره، به معنای حمایت از نئولیبرالیسم تلقی می شود و مورد طعن و استهزاء قرار می گیرد. این در حالی است که اساس اقتصاد جوامع سوسیال دمکرات یا هر نام دیگری که بتوان بر آن اطلاق کرد، بر رقابت آزاد بنگاههای اقتصادی با تکیه بر مکانیسم بازار است و تفاوت آنها بانئو لیبرالیسم نه در مخالفت با این امور اساسی، بلکه صرفاً در گسترۀ خدمات اجتماعی دولت است.

در این میان می ماند مدل لیبرال یا همان سوسیال دمکراسی. در واقع آنچه در آمریکا لیبرالیسم خوانده می شود؛ در اروپا به آن سوسیال دمکراسی می گویند! ظاهراً به خلاف ما ایرانی ها که از واژه ها وحشت داریم و شب و روز بر سر شکل و صورت آنها با یکدیگر به نزاع برمی خیزیم؛ در دیگر کشورها، با مفهوم و محتوای واژه ها سر و کار دارند و از همین رو جنگ الفاظ به راه نمی اندازند. در کشور ما کافی است نام کسی به عنوان لیبرال یا سوسیالیست بر سر زبان ها افتد؛ دیگر کارش ساخته است! گویی هر کس نامش به لیبرال در رفت؛ نسبت به سرنوشت طبقات فقیر و محروم جامعه مطلقاً بی تفاوت است و از له کردن آنها در زیر چرخ ماشین توسعه ابایی ندارد! همینطور اگر فردی به نام سوسیالیست معروف شد؛ پنداری حامی سرسخت سلطۀ دولت بر اقتصاد است و با رقابت و ساز و کار بازار پدر کشتگی دارد! از همین رو، حرف ها معمولاً شنیده نمی شود و به جای بازار آزاد بازار اتهام و بدگویی گرم است!

در واقع برخی احزاب سوسیالیست اروپا در آزادسازی اقتصادی از سیطرۀ دولت، گوی سبقت را از نئو لیبرال ها نیز ربوده اند و در مقابل، برخی احزاب راست و محافظه کار در حمایت از شبکه های تأمین اجتماعی، رقبای سوسیالیست خود را پشت سر گذاشته اند. بنابراین، دیگر بحث اقتصاد آزاد و غیر آزاد مطرح نیست؛ صرفاً بحث گسترۀ شبکۀ تأمین اجتماعی، محل رقابت و چالش است که این گستره هم لزوماً به شرایط خاص اقتصاد یک کشور بر می گردد تا رقابت های سنتی ایدئولوژیک چپ و راست.

* ورود به این به بحث چون مغاکی مرا به درون خود فرو کشیده و از این رو، همچنان ادامه دارد!

In this article

Join the Conversation

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.