گفتگوی فریدون جیرانی با عبدالله اسفندیاری: دهه شصت خودم شاهد بودم

عبدالله اسفندیاری، زمانی از مدیران فارابی در دوره ۶۰ بوده است. او در گفتگویی که با فریدون جیرانی داشت میگوید ۹۰ درصد از فعالیتهایش در دهه شصت را تایید میکند و ۱۰ درصد آنها هم اشتباه بوده است.

ممنوعالکاریهای دهه شصت
او میگوید که برخی از ممنوعالکاریها از دست مدیران سینمایی هم خارج بوده است. برخی از چهرههای سینمایی قبل از انقلاب، در توان مدیران نبود که آنها را آزاد کنند و بیایند در فیلمها بازی کنند. برای برخی از آنها تلاشهایی هم صورت گرفت.

سعید راد و علت ممنوعالفعالیت شدن او
اسفندیاری در این گفتگوی ویدئویی مثال میزند که زمان ساخته شدن فیلم عقاب، سعید راد بازی کرد و فارابی هم همکاری کرد و خود او هم در زمان مونتاژ و صدابرداری حضور داشته است. میگوید به آقای مزینانی تهیهکننده فیلم گفتم که آقای سعید راد برای سینما حیف است. بگذار بدون سر و صدا فیلم دیده بشود و برود. تبلیغات متمرکز اگر بکنیم روی آن، حساس میشوند و اتفاقا دقیقا همین اتفاق افتاد. تبلیغات وسیعی که آقای مزینانی کرد و عکسهایی که انداخت، مثلا نیم صفحه روزنامه کیهان را عکس سعید راد در حال شلیک کولاژ کرده بود و گذاشته بود و همین باعث شد که مقالات شروع شد. همین گروههایی که همین الان هم «نق» میزنند به سینما، مسالهسازی و پروندهسازی میکنند برای سینما، نوعِ آنسالی هایشان شروع کردند که طاغوت دارد برمیگردد و سینمای طاغوت و از این حرفها. باز ما ممنوعالکار نکردیم ولی کسی جرات نکرد دیگر برود دنبال آقای سعید راد. در میان گروههایی که نزدیک به ما بودند یکی از کسانی که از بازیهای سعید راد خوشش میآمد که استیل خوبی دارد مرحوم سیفالله داد بود. این جوسازیها شد و ایشان متاسفانه نتوانست بازی بکند.

ماجرای فیلم دادشاه
او میگوید که از زمان برزخیها در سال ۶۱ شروع شد و ما ۶۲ آمدیم. وقتی برزخیها اکران شد ما در تلویزیون بودیم و بعد آمدیم فارابی. در شلوغیهای انقلاب خیلی کسی به کسی نبود ولی از برزخیها به بعد عدهای شاخکهایشان حساس شد.

فریدون جیرانی از او میپرسد چه کسانی بودند؟ خیلیهایشان نیستند. آنهایی که آن جریان را در کیهان راه انداختند اکثر آنها خارج هستند. آیا آنها قدرت داشتند وزیر ارشاد را پایین بکشند یا فیلم را پایین بکشند؟

سکس و خشونت در سینما
عبدالله اسفندیاری میگوید بالاخره برخی از روحانیان را حساس میکرد و آتشِ تهیه بود که تاثیر بگذارد روی تصمیمگیریها. افرادی که مسئول فرهنگی بودند شناخت داشتند و با خیلیها قبلا در تلویزیون کار کرده بودند. سعی میشد مراقبت بشود نسبت به سینما از  کسانی که از اساس با آن مخالفت داشتهاند. ما عدهای را داشتیم که اصلا سینما نمیخواستند میگفتند سینما میخواهیم کجا. یادمان نرود از جمله جاهایی که نسبت به آن حمله میشد و آتش زده میشد سینما بود. این یعنی این که نسبت به آن سینمای ولنگاری که در آن سکس و خشونت وجود داشت در حد داخلی و باعث میشد فیلمهای سطح پایین خارجی وارد شود، سینمای ایران را به ورشکستگی کشاند و سینمای ایران را داغان کرد و از ۹۰ تولید در سینمای ایران به سالی ۴۵ تا رساند و همانها بود که تصاویری که سردر سینما میگذاشتند و فضایی که بود، مردم آن را به دید منفی نگاه میکردند و خدا رحمت کند امام راحل را که اگر ایشان آن جمله را در بهشت زهرا نگفته بود که ما با سینما مخالف نیستیم با فحشا مخالفیم و جمله معروف شد و دوستان کوشش کردند در سال ۶۲ رفتند فیلم گاو را به امام نشان دادند و گفتند فیلم خوبی بود. یکی از اینها آقای محمدعلی نجفی بود. اگر این کار را امام نکرده بود اساس سینما را عدهای بنا بر آن گذاشته بودند که لازم نداریم سینما.

فریدون جیرانی میگوید این تمایلات چپ داخل سینما نبود؟ اسفندیاری پاسخ میدهد که تمایلات چپ در برخی از افراد انقلابی هم حضور داشت. البته بعضیهایشان بعدا متعادل شدند و اصلاحطلب هم شدند. من نمیخواهم کلمه لیبرال را استفاده کنم. تعادل را به کار ببریم بهتر است. آدمهایی بودند که از آن تندروی دست برداشتند. مثلا دانشجویان خط امام که به سفارت حمله کردند بعدش گفتند ما اشتباه کردهایم.

شهادت میدهم به مخالفت شما با سعید راد
فریدون جیرانی میگوید در روزی که شما اجازه ندادید که سعید راد، برخلاف علاقه مسعود کیمیایی نسبت به بازی آن که میخواست در سرب بازی کند من شاهدم که او ساک را بست و هیچی پول نداشت و در دفتر مسعود کیمیایی از همه خداحافظی کرد و به هند رفت. میتوانم شهادت بدهم.

پاسخ عبدالله اسکندری
او میگوید اگر بگویید شما اجازه ندادید، در زمان ما عقابها ساخته شد میتوانستیم همان موقع اجازه ندهیم. من عرض کردم. آقای مزینانی زنده است میتوانید از او بپرسید. در این وقت نمیتوانستیم اجازه بدهیم. فضاسازی شده بود. در همان سالها فیلم سالم ایرانی که با فیلمفارسی فرق میکند و مال مرحوم مجید محسنی ساخته بود به نام پرستوها به لانه برمیگردند، فیلم سالمی بود و قابل اکران در بعد از انقلاب. در روزنامهها تیتر زدند پرسنوها به لانه بر میگردند یعنی ضدانقلاب به ایران بر میگردد. یک مفاهیمی را از فیلم بر میگرداندند.

پول میداد به ارشاد، پروانه ساخت میگرفت

جیرانی میگوید که مجید محسنی برای همین فیلم به ارشاد پول داد تا مجوز گرفت. میگفت روزی به من زنگ زدند که این مقدار پول بده تا پروانهات را بدهیم.

سندرم تعبیرتراشی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی

این که میگویید شما اجازه ندادید، من را میخواهید در نقشی بگذارید. خیلی وقتها مسئولان فرهنگی میخواستند کاری بکنند اما توصیهها، تلفنها و چیزهایی که نمیتوانم بگویم نمیگذاشت. حتی در تلویزیون که بودم، مدیر فیلم و سریال شبکه اول بودم از ۵۹ تا ۶۲ که وسطش هم مدتی آقای بهشتی مدیر شد. در آن زمان سلطان شبان و مثل آباد و سریالهای سطح پایینش شاهدزد و اینها ساخته شد مال نجیبزاده. مال آن سالهاست. فیلمنامه سلطان و شبان تصویب شده بود و شروع کرده بودیم تصویر برداری کردن و دو ساعت آن ضبط شده بود. مقالهای دارم مینویسم به نام سندرم تعبیرتراشی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی.

سلطان و شبان، نویسنده را تحویل اوین بدهید!

زمانی که آقای علی جنتی  که الان وزیر ارشاد هستند مدیر شبکه بود. حکم دوم من را هم ایشان داد. در آن جلسهها، خیلی از شخصیتهای معروف بودند که یکی دو نفر بحثهایی را درباره قصه سلطان و شبان مطرح کرده بودند. من کلی میگویم و اسم نمیآورم. حرفهایی زده شد درباره سریال سلطان و شبان که این قصه کاملا ضدانقلابی است و یعنی شاه رفته شبان آمده و درستها رفته و چوپانها آمدهاند. طوری که یکی از افراد آن جلسه که شخص مشهوری است و اسمش را بعدا به شما میگویم گفت در دفاع از کار و به شوخی گفت اگر این گونه است که شما میگویید پس نویسندهاش را تحویل اوین بدهیم.

در جلسه اتفاقا آقای علیرضا مجلل به عنوان تهیهکننده کار حضور داشت و من هم مدافع بودم. وقتی دیدم جلسه این طور است گفتم چون فرصت نیست نمیتوانم در برابر فضایی که در جلسه هست دفاع کنم. مینویسم و تحویل همه اعضا میدهم بعد نظر بدهید. آمدم نامهای به جناب آقای علی جنتی نوشتم در ۱۲ صفحه A4 . نامه را که خواندند یک نفر از طرف شورا مامور شد که با نویسنده و کارگردان یعنی آقای مهدی هاشمی و داریوش فرهنگ جلسه بگذارد. ۶ صبح در ساختمان ۱۳ طبقه. جلسه گذاشتیم با این دوستان. آن آقا آمد و یک مقداری صحبتهای عرفانی کرد و بچهها هم توضیح دادند که این یک مضحکه دربار است و جابجایی شخصیت است. این مفاهیم را کمی توضیح دادیم و ایشان هم نسبتا قانع شد.

اجاره نشینها

فریدون جیرانی میگوید تیم شما درباره تعبیرها به نظرم خوب میایستاد. مثال از فیلم اجارهنشینها میآورد و میشنود که مجلس برای از اکران خارج کردن اجارهنشینها درخواست داد. اما درباره ممنوعالکارها خودتان هم بدتان نمیآمد عدهای کار کنند عدهای نه. اسفندیاری میگوید درباره سعید راد آقای سیفالله داد میخواست کار کند. درباره فردین هم حتی اقداماتی شد ولی به جایی نرسید. رایزنیهایی صورت گرفت تا یک کاری بکنیم آقای فردین در یک نقش مناسبی بازی کند و کوشش میشد. مطرح شد برای افراد. در بگومگوها، ما پیشنهاد نکردیم. اما پیشنهاد شده بود در سریال میرزا کوچکخان بازی کند. از افخمی بپرسید. بعد از من بهروز افخمی مدیرگروه شد. ما فعالیت میکردیم برخی از افراد میآمدند پیش من میگفتند خب آقا ما بازی کنیم دیگر. اسم نمیبرم. یکی از بازیگران مشهور که بعدها هم بازی کرد در خیلی از فیلمها، گفت جوسازی میکنند. گفتیم بیا بازی کن و در تیتراژ اسم ریز را بنویسند و در فیلم بعدی درشتتر بنویسند. کمکم عادت کردند که او هست، نمونههای این طوری زیاد داشتیم که فارابی معروف بود که فارابی برای سینما حکم پدری دارد تا کسی لطمه نزند به بچههای سینما.

برای دیدن ویدئوی کامل اینجا را ببینید:

فرزاد فرزین
در این مطلب:

Join the Conversation

عطش از امیرحسین افتخاری
متن آهنگ عطش با صدای امیرحسین افتخاری
قاتل ضد ایرانی
لوکیشن: می‌خانه‌ای در آمریکا، هدف حمله: ایرانی‌ها
دسترسی توییتر با پارس‌آنلاین
قطع دسترسی تازه برای توییتر در پارس آنلاین
«اما و اگر»های جام‌جم برای بازگشته‌ها از جم
رودی بختیار
رودی بختیار، انوشه انصاری و لیلا فروهر، مسئولان کمیسیون آمریکایی نوروز!
خانه تاریخی« سپهبد امیر احمدی» به مزایده گذاشته شد

تازه‌ها

خبرهای مهم

خبرهای داغ

تازه‌ها

دسترسی توییتر با پارس‌آنلاین

خبرهای داغ

عطش از امیرحسین افتخاری
قاتل ضد ایرانی
رودی بختیار