ooo

پیام نوروزی رحیم مشایی و گرفتن اصلاح‌طلبی از اصلاح‌طلبان؟

اصلاح‌طلبان می‌خندند
و اصلاح‌طلبی در دست رهبرانی تازه می‌افتد؟

گام دوم مشایی برای رهبری اصلاح‌طلبی، در دوره مرگِ سیاسی اصلاح‌طلبان؟

*
روزگاری سال آخر دهه ۷۰، مدیرمسئول روزنامه حیات نو، در گفتگو با منصور ضابطیان در ویژه‌نامه نوروزی آخر هفته‌هایش گفته بود که گمان می‌کنم این رسم هفت‌سین انداختن دیگر چندان رایج نیست. از آن زمان تا امسال که صادق زیباکلام بر نفرت خود از چهارشنبه سوری و آیین‌های این‌گونه صحت گذاشت، بخش زیادی از لایف استایل سیاستمداران حتی اصلاح‌طلب، در تعارض با سبک زندگی بخش عمده‌ای از مردم ایران علاقمند به آیین‌های ملی بوده است.
*
طی سال‌های گذشته، تاکید «روشنفکری» بر نگذاشتن ماهی‌ها بر سر سفره و سپس تاکید «مضحک» برای حذف سبزه به خاطر مصرف آب، به پیشنهادهای خنده‌داری ختم شده است. از طرف دیگر، در شرایطی این چنین، رئیس‌جمهور روحانی، در همسویی با چنین کمپین‌هایی، تنگ خالی از ماهی بر سر سفره گذاشته بود.

*
طی تمام این سال‌ها، بسیاری از اپوزیسیونی که از «سنت چپ» پیروی نمی‌کنند، همواره با تاکید بر روی مسائلی مانند نوروز و چهارشنبه‌سوری، در تعریف هویتی خود کوشیده‌اند. حالا اما در میان جناح‌هایی که چهارشنبه‌سوری‌‌ها را خرافه می‌دانند و هفت‌سین را منسوخ، اسفندیار رحیم‌مشایی، نوروز را یکی از بال‌های پرواز ایرانی‌ها می‌داند و متلک می‌گوید که برخی به خاطر «درک ضعیف»، «برداشتن ناصحیحی» از دین و یا مسئله ملیت داشته‌اند و این دو را در برابر هم دیده‌اند. او در پیام نوروزی خود، از دینی می‌گوید می‌تواند در مقابل ملیت متغیر باشد. او افتخار ایرانی‌ها را حفظ اصول ملی در عینِ دیندار بودن می‌داند و می‌گوید که اسلام در سرزمین عربی حجاز متولد شد ولی تنها دوره کودکی آن در این سرزمین گذشت و دوران بلوغ اسلام، در ایران طی شده است. او به صراحت از «گرایش به خاک» سخن می‌گوید. او از اشغال فیزیکی و نظامی ایران در قرن‌ها سخن می‌گوید ولی از تسلیم ایران شدن و پیروزی هنر ایرانیان در این میان سخن می‌گوید و از این منظر «شاید» می‌خواهد پالس مثبتی به عرب‌ستیزان ایرانی هم که از تندروترین ناسیونالیست‌ها هستند بدهد. اما در عین حال، از «اندیشمندان غربی» و «شرقی»‌که به آن اذعان دارند به عنوان سند حقانیت یاد می‌کند.
او در سخنرانی ۲۴ دقیقه‌ای خود، از کلیدواژه‌هایی مثل «نوروز و منشاء ایرانی»، «فهرست آثار جهانی»، افتخار برای خود در زمینه پیروزی در ثبت نوروز ، «اولین میراث معنوی ایرانی». قلب‌های همه پیوند خورده به نوروز. تاکید روی طلایه‌دار بودن «ما ایرانی‌ها» دستمایه احساس پرشور بودن و مانند آن استفاده می‌کند و از واژه‌هایی مثل «مدارا»‌ استفاده می‌کند تا ویژگی برجسته ایرانی‌ها را، منشاء شان و فضیلت به مسئولان دانسته است و از روزی صحبت می‌کند که یک بار دیگر فریاد باید زد تا عظمت ایران و ایرانی را فریاد کرد تا از وضعیت فعلی ایران که شایسته آن‌ها نیست بیرون بیاییم، در صحنه ملی و جهانی و لابد منظورش رای دادن در انتخابات است.

سخنان او می‌تواند باور تیم احمدی نژاد به این موضوع تلقی شود که اگرچه تمایل به اصلاح‌طلبی، زنده است، اما اصلاح‌طلبان مرده‌اند و به بیان دیگری، تکرار شعار سعید حجاریان باشد که می‌گفت:‌ اصلاحات‌مرد، زنده باد اصلاحات. آن‌ها می‌خواهند بگویند که اگرچه اصلاح‌طلبان به آخرِ خط رسیده‌اند اما «نو اصلاح‌طلبانی»‌هستند که همزمان می‌توانند به مطالبات ملی و کوروش‌دوستی پاسخ بدهند، هم نوروز را پاس بدارند و هم بی‌آنکه در چاله کنده شده توسط شبکه منوتو بیفتند، از افکار عمومی آماده شده توسط این رسانه‌ها استفاده کنند. آن‌ها یک بار برای رقابت با منوتو، روزنامه هفت صبح ساخته‌اند و در این میان، از روزنامه‌نگاران اصلاح‌طلب استفاده کرده و باخته‌اند. حالا می‌خواهند، خود، اصلاح‌طلبان تازه باشند تا در سالی که اصلاح‌پذیر نبودن اصلاح‌طلبان اثبات شده، گوی را از دست آن‌ها ربوده، و این بار قرائتی مدرن‌تر،‌ سازگارتر با سبک زندگی مردم و کمتر کهنه‌تر از آن‌ها را نمایندگی کنند. بخشی از این تارگتِ سیاسی را متشرع‌تر است، یا کمتر سکولار شده به خود جذب کنند تا از جمع این جمعیت، بکاهند. پروژه مکتب ایرانی، بذری‌ست که سال‌ها پیش کاشته شده، و حالا در آستانه بهار ۹۶، انتظار جوانه‌زدن از آن دارند. در حقیقت، احمدی نژادی‌ها، با هشتگ بهار که ۴ سال پیش، به کار بردند، حالا می‌خواهند ترند بسازند. نمیدانم موفق می‌شوند یا نه، ولی فعلا قدم‌های اول، گام‌های درستی‌ست،‌ در جامعه‌ای که به سمت ناسیونالیسم هرچه بیشتر، خشونت هر چه بیشتر به موازات آن از سوی گروه‌های حتی غیرناسیونالیست و انفعال محض پیش می‌رود، اما در جمع‌کردن بازی، ممکن است آن‌ها و اصلاح‌طلبان همدیگر را خنثی کنند. شاید به همین خاطر بود که هفته پیش، مشایی در نامه‌ای به خاتمی از «شوخی شمردن»، «فاجعه دانستن»، «ناپاک خواندن» خود و جریان خود گلایه کرده بود. روایتی غیر رسمی از سیدمحمدخاتمی وجود دارد که اعلام شده بود نامه مشایی به آن‌ها نرسیده‌است. پیام نوروزی احتمالی این «رهبرِ فصلی اصلاحات» در صورت انتشار، و فحوای آن، نشان خواهد داد که نامه به کنار، او، پیام مشایی را گرفته است یا خیر.

اعترافی برای متهم نشدن از طرف اصلاح‌طلبان لازم است بکنم: این متن با همدلی با اسفندیار رحیم‌مشایی نوشته نشده‌است، چرا که همانقدر از او خوشم نمی‌آید که از شما.
روزگاری سال آخر دهه ۷۰، مدیرمسئول روزنامه حیات نو، در گفتگو با منصور ضابطیان در ویژه‌نامه نوروزی آخر هفته‌هایش گفته بود که گمان می‌کنم این رسم هفت‌سین انداختن دیگر چندان رایج نیست. از آن زمان تا امسال که صادق زیباکلام بر نفرت خود از چهارشنبه سوری و آیین‌های این‌گونه صحت گذاشت، بخش زیادی از لایف استایل سیاستمداران حتی اصلاح‌طلب، در تعارض با سبک زندگی بخش عمده‌ای از مردم ایران علاقمند به آیین‌های ملی بوده است.

طی سال‌های گذشته، تاکید «روشنفکری» بر نگذاشتن ماهی‌ها بر سر سفره و سپس تاکید «مضحک» برای حذف سبزه به خاطر مصرف آب، به پیشنهادهای خنده‌داری ختم شده است. از طرف دیگر، در شرایطی این چنین، رئیس‌جمهور روحانی، در همسویی با چنین کمپین‌هایی، تنگ خالی از ماهی بر سر سفره گذاشته بود.

طی تمام این سال‌ها، بسیاری از اپوزیسیونی که از «سنت چپ» پیروی نمی‌کنند، همواره با تاکید بر روی مسائلی مانند نوروز و چهارشنبه‌سوری، در تعریف هویتی خود کوشیده‌اند. حالا اما در میان جناح‌هایی که چهارشنبه‌سوری‌‌ها را خرافه می‌دانند و هفت‌سین را منسوخ، اسفندیار رحیم‌مشایی، نوروز را یکی از بال‌های پرواز ایرانی‌ها می‌داند و متلک می‌گوید که برخی به خاطر «درک ضعیف»، «برداشتن ناصحیحی» از دین و یا مسئله ملیت داشته‌اند و این دو را در برابر هم دیده‌اند. او در پیام نوروزی خود، از دینی می‌گوید می‌تواند در مقابل ملیت متغیر باشد. او افتخار ایرانی‌ها را حفظ اصول ملی در عینِ دیندار بودن می‌داند و می‌گوید که اسلام در سرزمین عربی حجاز متولد شد ولی تنها دوره کودکی آن در این سرزمین گذشت و دوران بلوغ اسلام، در ایران طی شده است. او به صراحت از «گرایش به خاک» سخن می‌گوید. او از اشغال فیزیکی و نظامی ایران در قرن‌ها سخن می‌گوید ولی از تسلیم ایران شدن و پیروزی هنر ایرانیان در این میان سخن می‌گوید و از این منظر «شاید» می‌خواهد پالس مثبتی به عرب‌ستیزان ایرانی هم که از تندروترین ناسیونالیست‌ها هستند بدهد. اما در عین حال، از «اندیشمندان غربی» و «شرقی»‌که به آن اذعان دارند به عنوان سند حقانیت یاد می‌کند.

او در سخنرانی ۲۴ دقیقه‌ای خود، از کلیدواژه‌هایی مثل «نوروز و منشاء ایرانی»، «فهرست آثار جهانی»، افتخار برای خود در زمینه پیروزی در ثبت نوروز ، «اولین میراث معنوی ایرانی». قلب‌های همه پیوند خورده به نوروز. تاکید روی طلایه‌دار بودن «ما ایرانی‌ها» دستمایه احساس پرشور بودن و مانند آن استفاده می‌کند و از واژه‌هایی مثل «مدارا»‌ استفاده می‌کند تا ویژگی برجسته ایرانی‌ها را، منشاء شان و فضیلت به مسئولان دانسته است و از روزی صحبت می‌کند که یک بار دیگر فریاد باید زد تا عظمت ایران و ایرانی را فریاد کرد تا از وضعیت فعلی ایران که شایسته آن‌ها نیست بیرون بیاییم، در صحنه ملی و جهانی و لابد منظورش رای دادن در انتخابات است.

سخنان او می‌تواند باور تیم احمدی نژاد به این موضوع تلقی شود که اگرچه تمایل به اصلاح‌طلبی، زنده است، اما اصلاح‌طلبان مرده‌اند و به بیان دیگری، تکرار شعار سعید حجاریان باشد که می‌گفت:‌ اصلاحات‌مرد، زنده باد اصلاحات. آن‌ها می‌خواهند بگویند که اگرچه اصلاح‌طلبان به آخرِ خط رسیده‌اند اما «نو اصلاح‌طلبانی»‌هستند که همزمان می‌توانند به مطالبات ملی و کوروش‌دوستی پاسخ بدهند، هم نوروز را پاس بدارند و هم بی‌آنکه در چاله کنده شده توسط شبکه منوتو بیفتند، از افکار عمومی آماده شده توسط این رسانه‌ها استفاده کنند. آن‌ها یک بار برای رقابت با منوتو، روزنامه هفت صبح ساخته‌اند و در این میان، از روزنامه‌نگاران اصلاح‌طلب استفاده کرده و باخته‌اند. حالا می‌خواهند، خود، اصلاح‌طلبان تازه باشند تا در سالی که اصلاح‌پذیر نبودن اصلاح‌طلبان اثبات شده، گوی را از دست آن‌ها ربوده، و این بار قرائتی مدرن‌تر،‌ سازگارتر با سبک زندگی مردم و کمتر کهنه‌تر از آن‌ها را نمایندگی کنند. بخشی از این تارگتِ سیاسی را متشرع‌تر است، یا کمتر سکولار شده به خود جذب کنند تا از جمع این جمعیت، بکاهند. پروژه مکتب ایرانی، بذری‌ست که سال‌ها پیش کاشته شده، و حالا در آستانه بهار ۹۶، انتظار جوانه‌زدن از آن دارند. در حقیقت، احمدی نژادی‌ها، با هشتگ بهار که ۴ سال پیش، به کار بردند، حالا می‌خواهند ترند بسازند. نمیدانم موفق می‌شوند یا نه، ولی فعلا قدم‌های اول، گام‌های درستی‌ست،‌ در جامعه‌ای که به سمت ناسیونالیسم هرچه بیشتر، خشونت هر چه بیشتر به موازات آن از سوی گروه‌های حتی غیرناسیونالیست و انفعال محض پیش می‌رود، اما در جمع‌کردن بازی، ممکن است آن‌ها و اصلاح‌طلبان همدیگر را خنثی کنند. شاید به همین خاطر بود که هفته پیش، مشایی در نامه‌ای به خاتمی از «شوخی شمردن»، «فاجعه دانستن»، «ناپاک خواندن» خود و جریان خود گلایه کرده بود. روایتی غیر رسمی از سیدمحمدخاتمی وجود دارد که اعلام شده بود نامه مشایی به آن‌ها نرسیده‌است. پیام نوروزی احتمالی این «رهبرِ فصلی اصلاحات» نشان خواهد داد که نامه به کنار، پیام مشایی را گرفته است یا خیر.


اعترافی برای متهم نشدن از طرف اصلاح‌طلبان لازم است بکنم: این متن با همدلی با اسفندیار رحیم‌مشایی نوشته نشده‌است، چرا که همانقدر از او خوشم نمی‌آید که از شما.

عید نوروز ۱۳۹۶
در این مطلب:

Join the Conversation

-- --
کوچه بن بست، اثر بابک بیات، نوازندگی بامداد بیات
ویدئوی دیده نشده‌ای از تهران قدیم دهه ۴۰
حسن معجونی، گفتگویی درباره گروه تئاتر لیو
کارتونی درباره دونالد ترامپ
خانه لاکچری و لوکس شمس الواعظین روزنامه نگار
آنونس فیلم سلکشن یک رویا، نهنگ عنبر ۲

تازه‌ها

خبرهای مهم

خبرهای داغ

تازه‌ها