کلکسیونرها هدایت کنندگان دنیای هنر هستند، اما چه چیزی هدایت کننده این مجموعه‌داران بزرگ آثار هنری است؟

 

میلیاردر نفتی «پائول گتی» به خساست مشهور بود . او برای اینکه ملاقات کنندگانش تماسهای راه دور نگیرند یک باجه تلفن همگانی در عمارت مسکونیاش در انگلستان نصب کرده بود.

گتی تا زمانی که آدمربایان گوش بریده شده نوهاش را در صندوق پستیاش نگذاشتند حاضر نشد که هیچ پولی به آنها بدهد.

با این حال «پائول گتی» میلیونها دلار برای خرید آثار هنری خرج کرد و میلیونها دلار برای ساخت موزه «گتی» در لس آنجلس هزینه کرد.

او خودش را یک معتاد علاج ناپذیر برای جمعآوری آثار هنری مینامید. گتی هرگز پایش را به موزهای که میلیونها دلارش را خرج ساخت آن درلس آنجلس کرده بود، نگذاشت.

گتی تنها یکی از همه آنهایی است که در طول تاریخ هزینههای بسیاری برای جمعآوری مجموعههای هنری کردند. آنها برای ارضای اعتیادشان به جمعآوری این مجموعهها زمانهای زیادی حتی دست به سرقتهای بزرگ میزدند تا یک اثر هنری را در مجموعه آثارشان داشته باشند.

بحث درباره اینکه چرا آدم ها شروع به جمعآوری آثار هنری میکنند حداقل به قرن اول میلادی برمیگردد.

 

«کوین تیلیان»  نظریه پرداز رومی  اعتقاد داشت: کسانی که آثار ابتدایی پولیگنوتوس نقاش رومی را تحسین می‌کنند، انگیزه‌ای به جز تمایل به خودنمایی و اعلام برتر بودن سلیقه‌ خود بر نسبت به دیگران ندارند. تیلیان بر این عقیده‌اش بسیار استوار بود و در این زمینه طرفداران بسیار هم داشت.

یک دلیل دیگری که بحث بر سر آن در جمعآوری این مجموعهها فراوان است منافع اقتصادی است. البته که بسیاری هنر را به دلایل اقتصادی میخرند . شما میتوانید آنچه را که خریدهاید به قیمتی بیشتر در بازار به فروش برسانید. در بسیاری از کشورها شما با اهدای آثار هنری به موزههای میتوانید معافیتهای مالیاتی بسیار بزرگی دریافت کنید.

در این میان هم کلکسیونرهایی هستند که با یک تیر دو نشان زدهاند. آنها با احداث موزههای خصوصی در محدوده املاکشان و اهدا آثار هنری به این موزهها از معافیتهای مالیاتی بزرگی خلاص شدهاند.

بعضی از تاجران بینالمللی هم با خرید و فروش آثار هنری پولشویی میکنند. چرا که این کار بسیار آسانتر از جابجایی آن همه پول در میان کشورهای مختلف دنیاست.

اما برای بسیار هم این منافع اقتصادی درجه اهمیت کمتری دارد. هنر برای آنها به دلایل دیگری مهم است. آنها از طریق جمعآوری آثار هنری برای خودشان دار و دسته و شبکههای جدیدی میسازند و از طریق آنها به رد وبدل کردن اطلاعات و برقراری ارتباطات جدید میپردازند.

تصور کنید زمانی که کودک بودید که چطور با بچههای چند محله آنور تر ارتباط برقرار میکردید، با یک اسباب بازی جدید و یا جعبهای از پرهای رنگی پیش بچهها میرفتید و سر صحبت را باز می کردید. شما با این کار راه جدیدی برای ورود به یک شبکه اجتماعی باز می کردید و از محیط اطلاعات گرفته و درباره خودتان به محیط اطلاعات میدادید.

یک کلکسیونر آثار هنری هم با جمعآوری مجموعهها و برقرار کردن میهمانیهای بزرگ و دعوت از افراد مهم و برجسته این شبکه را برای خودش تولید کرده و شروع به نفوذ در شبکههای دیگران میکند.

حتی با اینکه به نظر میرسد بعضی از مجموعهداران آثار هنری را فقط به خاطر ارزش هنریشان جمع می کنند باز هم در نهایت هدف آنها باز کردن جایی در میان اجتماع و مردم است.

یکی از ثروتمندان نفتی دیگر فردی به نام «کالوسته گولبنکیان» مجموعه آثار هنریاش را فرزندانش مینامید و اجازه نمیداد کسی به آنها نزدیک شود و یا از آنها بازدید کند. او هیچکدام از آثار را در زمان حیاتش به جایی اهدا نکرد و و آنها را در ساختمانی با امنیت بالا نگداری میکرد.

اما در آخر زمانی که در سال ۱۹۵۵ از  دنیا رفت پیش از مرگش توجهش به مردم و جامعه را بیش از هر زمانی نشان داد و تمامی آثار هنری مجموعهاش را به موزه اپونیموس در لیسبون اهدا کرد. اون نشان داد که بعد از همه کارهایی که در دور نگه داشتن آثار از اجتماع انجام داد با اهدای آثار به موزه نشان داد که بیش از این حرف‌ها به مردم اهمیت میدهد .

برخی دیگر از جمعاوری کنندگان آثار هنری با جمعکردن آثار هنری برای خودشان قدرت جهانی میسازند تا پیغامی را نه درباره خودشان بلکه درباره کل جهان برسانند.

برای مثال کودکی با یک جعبه پر از پرهای رنگی، جعبهاش را به بچههای دیگر نشان میدهد نه برای اینکه دوستهایی پیدا کند، بلکه برای اینکه به آنها اهمیت حفظ چیزهای در معرض خطر نابودی را یادآوری کند.  برخی از کلکسیونرها هم با جمعآوری آثار هنری آنها را از نابودی در طی جنگ و سایر اتفاقات مشابه حفظ میکنند.

مجموعه داری مانند براوسکی اعتقاد داشت با جمعآوری آثار هنری، آنها را از یک هولوکاست هنری حفظ می کند.

جمعآوری آثار هنری در درجه اول یک فعالیت اجتماعی برای مقابله با غارت آثار هنری و جلوگیری از سرقتهای فرهنگی است.

و در کنار آن بیشتر از همه چیز برای ساختن شبکههای اجتماعی برای مجموعهداران واهمیت دیده شدن آدم هایی است که این مجموعههای هنری را صاحب هستند.

البته منافع مالی این کار را نمیتوان نادیده گرفت.

loading...