Press "Enter" to skip to content

مروری بر کتاب «باغ آلبالو» | روایت تصویری علی اکبر شیر ژیان از انقلاب؟

0

اگر تصادفی به طمع طعم آلبالو وارد باغی در نیشابور شویم، اما یک عکاسِ در پیِ سوژه نباشیم، هیچ اتفاقی نمی‌افتد. اما اگر در آستانه پیوند زناشویی، این اتفاق برای یک عکاس مستندنگار بیفتد که در زمینه تئوری عکاسی هم دستی بر آتش دارد. می‌تواند از این واقعه به ظاهر ساده، یک کتاب دیدنی تولید شود.

اپیزود اول: عکس‌های انقلاب اسلامی

کتاب باغ آلبالو، عکس‌های علی‌اکبر شیرژیان، نشر شورآفرین، اپیزود اول
کتاب باغ آلبالو، عکس‌های علی‌اکبر شیرژیان، نشر شورآفرین، اپیزود اول

کتاب «باغ آلبالو»، که نامش را از نمایشنامه‌ای روسی، آخرین اثر آنتون چخوف گرفته است، مجموعه عکس‌هایی است که علی اکبر شیرژیان، از هم‌نشینی روزنامه‌های دوران انقلاب اسلامی، با آلبالوهای یک باغ ثبت کرده است. چنانکه او در مقدمه می‌نویسد، در فلسفه و ادبیات، «حقیقت» را به «باغ» تشبیه کرده‌اند. شاید بتوان نسبتی تازه میان آلبالو و انقلاب، تعریف کرد، چنان که کیارستمی میان طعم گیلاس و زندگی برقرار کرد.

نشانه‌گذاری‌های این کتاب، رنگ سرخ و خون و انقلاب و تاریخ و زندگی را تداعی می‌کند. نام مجموعه اما تفاسیر دیگری را می‌تواند در پی بکشد که چندان در مخیله ما نمی‌تواند قطعیت بیابد، چرا که نمی‌توان در نقد یک مجموعه عکس، نیت‌خوانی کرد.

در بخش نخست کتاب باغ آلبالو، عکاس قصد کرده «در جستجوی واقعیتی یکپارچه‌تر نسبت به موضوعی که او را فرا گرفته» باشد و «برداشت خود از یک زمانه تاثیرگذار را در قالب تشبیه» بیان کند. اما این که چقدر در این کار توانا بوده است را نمی‌توان به سادگی مشخص کرد. مجموعه از تصویری از یک باغ آلبالو آغاز می‌شود و به بسته‌بندی محصولات باغ، در لفافه تاریخ می‌رسد. سپس در عکس سوم، این تاریخ است که طعم‌دار شده و در ادامه به همنشینی می‌رسند. با توجه به تیترهای روزنامه‌ها، سایه‌روشن‌ها و نظم رنگ جامانده روی آن‌ها، جای تفسیر باز می‌ماند اما عکاس، راه این تفسیر را با بیان این‌که این عکاسی مستند است می‌بندد تا نتوانیم نسبتی میان آن‌ها برقرار کنیم. در چینش عکس‌ها، جنبه‌های بصری بیش از استناد تاریخی مورد توجه قرار گرفته است که می‌تواند علت آن، ارائه بسته‌ای جذاب‌تر در قالب کتاب باشد. نمی‌دانیم که نوع چینش روزنامه‌ها در باغ هم تصادفی است یا چینشی در کار بوده است. اما به فرض آن‌که چیده شده باشند هم، باز باید بگوییم که این نگاه و زاویه عکاس است که آن را قابل تحلیل می‌کند. در یکی از عکس‌ها، می‌بینیم که تیتری از روزنامه وجود دارد که اگرچه زخمی از رنگ آلبالوها دارد، اما آسوده، در کنار سبزی‌های باغ به ساحل آرامش رسیده است. این نیم‌تای روزنامه اطلاعات، درست بعد از صفحه‌ای قرار گرفته که رنگی شبیه خون، روی روزنامه سالگرد ۱۷ شهریور خونین قرار گرفته است. تداعی معانی، در این‌جا کار خود را به خوبی انجام می‌دهند، هرچقدر هم که عکاس اصرار داشته باشد بگوید «باغ آلبالو یک مجموعه عکس مستند ‘هنری’ است.»

اپیزود دوم: گمشدگان سال‌های انقلاب

 

کتاب باغ آلبالو، عکس‌های علی‌اکبر شیرژیان، نشر شورآفرین، اپیزود دوم
کتاب باغ آلبالو، عکس‌های علی‌اکبر شیرژیان، نشر شورآفرین، اپیزود دوم

کتاب تصویری باغ آلبالو اگر در همین‌جا با بخش اول تمام می‌شد. خود می‌توانست یک مجموعه کامل باشد. مجموعه‌ای که خوب یا بد، واقع‌نما یا تحریف‌گر، دیدنی، و تفسیر کردنی باشد. اما عکاس، می‌گوید اپیزودها در حقیقت ضمن بیان منحصر به فرد، اپیزود قبل و بعد از خود را کامل می‌کنند. اپیزودها به مثال واقعه‌ها، با اتصال و اتحاد خود کل بزرگتری را در ذهن مخاطب شکل می‌دهند که یک روایت ذهنی از تاریخ معاصر ایران است. این که چقدر این اپیزودها توانسته‌اند این کار را سامان دهند البته محل تردید است.

عکس‌های این بخش، موضوع تازه‌ای ندارند. یا بهتر بگوییم، بسیار سوژه مناقشه‌برانگیزی دارند و در سال‌های گذشته حداقل دو نمونه از مجموعه‌های مشابه را دیده‌ایم. یکی عکس‌های گمشده‌های صابر ابر، شامل افرادی بود که در دهه ۴۰ آگهی آن‌ها در روزنامه‌ها منتشر شده بود و در گالری محسن به همراه اشای قدیمی به نمایش درآمد. آن نمایشگاه هم البته مدعیانی مثل ژینوس تقی‌زاده داشت که مدعی بودند ایده آن‌هاست که بازاجرا شده است. حالا علی اکبر شیرژیان هم، اپیزود دوم کتابش را، به همین موضوع اختصاص داده است. شامل «پرتره مردمی که در خلال سال‌های انقلاب گم شده‌اند. آگهی گم‌شدن آنان در کنار تیتر اخبار آن ایام به چاپ رسیده است.»

در این بخش، که نه در باغ آلبالو که در کتابخانه مجلس شورای اسلامی عکاسی شده است، در حقیقت با اسکن‌هایی از تصاویر کمتر قابل تعبیر، از بخش‌هایی از روزمنامه مواجهیم که افرادی به دلایل گوناگون گم شده‌اند و خانواده یا دوستدارانشان به دنبالشان می‌گردد. از کارمندی ۲۶ ساله در تولید شیشه میرال تهران، تا ۱۹ ساله‌ای که در ۳۰ خرداد به خانه مراجعه نکرده، تا احمد یوسفی ۱۷ ساله‌ای که از ۲۴ مرداد سال انقلاب، گم شده است. چیزی درباره این افراد و سرنوشت آن‌ها نمی‌دانیم. و همین می‌تواند «از دید عکاس» آن‌ها را شاید با خبرهای اپیزود اول،‌ که سرنوشتشان به باغ آلبالو کشیده شده است، مرتبط کند.

اپیزود سوم: خیاطی صداقت

کتاب باغ آلبالو، عکس‌های علی‌اکبر شیرژیان، نشر شورآفرین، اپیزود سوم
کتاب باغ آلبالو، عکس‌های علی‌اکبر شیرژیان، نشر شورآفرین، اپیزود سوم

 

عکاس، به اجبار و به خاطر گرمی هوا به صورت تصادفی، در ادامه همان پیش‌زمینه مراسم ازدواج خود، به داخل یک خیاطی زنانه رفته است. او برای نخستین بار، با مقوله الگوی خیاطی و کمک گرفتن از کاغذ روزنامه برای آن آشنا می‌شود. خود در مقدمه آورده است: «دیدن مشتریان که هر کدام برای پوشیدن لباس جدید در اتاق پرو، شکل عوض می‌کردند، مرا به ضیافت اپیزود سوم برد.» و اضافه می‌کند «در این روزنامه‌ها که مربوط به امروز است کسی کم نشده است، فضای روزنامه‌ها نه در باغ، که در خیاط‌خانه‌ای ناکجاست».

او می‌خواهد از این موضوع، نقبی بزند به این که «چه کسی از شکاف میان تاریخ و واقعیت خبر می‌دهد.» اما شاید این‌جا کتاب، برخلاف آن‌چه در ظاهر می‌خواهد به ما بگوید، این در حقیقت نه یک شکاف، که پر کردن آن است. خلاء میان عکس‌های گمشدگان، با وقایع تاریخی اپیزود نخست، در این‌جا به یک ارتباط معنایی می‌رسند. لباس‌هایی که قرار است از زندگی، پس از گمشدن و از «امروزه» رونمایی کنند. خیاط، می‌تواند عامل پیوند دهنده این مفاهیم باشد که برای هر کس، با سرگذشتی که داشته، با طرحی جدید و منحصر به فرد، راوی تجربه‌ای باشد که او در پشت سر گذاشته و با آن، به «فرجام خوش» می‌رسد. فرجامی که «پیوند»، «تاریخ»، «واقعه»، «طراحی» و «شخصی‌سازی‌شده»، در اتاق پرو، دور از چشم عکاس، ساخته می‌شود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *