ooo

ترانه‌ای از ایرج جنتی عطایی | پروانگی

ایرج جنتی عطایی

دلبرک رفته ی من
نگو فراموشت کنم
خورشیدک جان منی،
چگونه خاموشت کنم؟

لحظه به لحظه با منی
بوی تو میدهد زمان
تا به تو فکر میکنم،
پر از تو میشود جهان.

باور نمیکردم که تو ابر کویر میشوی
بر من عطش ميبارى و
همراه باد میروی.

اسیر کابوس و جنون
بی تو عذاب میکشم
ماهی ِموج اشکم و
پروانه ى در آتشم

مهمان بغض بهتم و
هم لحظه ی تلاطمم
پیدا نمیکنم تورا
از من و از دنیا گمم

رفته ای و هنوز هم
گریه به گریه با منی
هنوز هم در آینه
هستی و حرف میزنی

بگو کجای عاشقی
برگردم از دیووانگی
کجای این شعله وری
نسوزم از پروانگی

کجای بی بال و پری
پروازِ در قفس کنم؟
کجای شب بمانم و
کجای گریه بس کنم؟

رفته ای و، نرفته ای
از آرزو-رویای من
ای آخرین حادثه ی
دل بستن و عاشق شدن

ای طپش ترانگی
ای منتشر در نفسم
دلبرکِ رفته ی من
بی تو به مرگ میرسم!

ايرج جنتى عطايى
این ترانه را با صدای راستین، آهنگسازی فرید زولاند و تنظیم واهان اسکندریان می‌توانید در رادیو جوان بشنوید.

توضیح امیرتتلو درباره زندان ۱۰ ساله اش
در این مطلب:

Join the Conversation

-- --
ایرج جنتی عطایی
ترانه‌ای از ایرج جنتی عطایی | پروانگی
کوچه بن بست، اثر بابک بیات، نوازندگی بامداد بیات
ویدئوی دیده نشده‌ای از تهران قدیم دهه ۴۰
حسن معجونی، گفتگویی درباره گروه تئاتر لیو
کارتونی درباره دونالد ترامپ
خانه لاکچری و لوکس شمس الواعظین روزنامه نگار

تازه‌ها

خبرهای مهم

خبرهای داغ

تازه‌ها