ooo

پاورقی سریال شهر قشنگ، قسمت ۲۳

پاورقی سریال شهرقشنگ

قسمت ۲۳ سریال شهرقشنگ با توجیه شدن کاوه و کرمی توسط کیا شروع شد. توجیه برای لاغر شدن و ورزیدهتر شدن، در باشگاه ورزشی (جیم) هتل کرملین.

دختری چاق به نام غنچه وارد میشود و با کاوه کلکل میکنند. کاوه به این دختر چاق میگوید که اسم غنچه به شما نمياید. او هم میگوید که وقتی یک اسطوره تاریخی مثل کاوه را نامش را بر روی تو گذاشتند به تو میآمد؟

کیا مربی ورزش بقیه شده و به کاوه و کرمی و غنچه ورزش میدهد. کمر کاوه میگیرد. غنچه دق میکند. مهرک اسدی (بهارک صالحنیا) کرمی را در حالی که دمنوش برای غنچه میبرد گیر میاندازد.

غنچه که به هوش میآید، کسی را نمیشناسد. کرمی میگوید ما تیم ورزشی پزشکی شما هستیم. این دمنوش را بخورید تا انرژی تحلیل رفته خودتان را بازیابید.

غنچه میپرسد چطور از آنجا که افتاده بودم منتقل شدهام اینجا؟ کرمی میگوید حیف است شما این همه زحمت کشیدید خسته شدید سعی کن تمرینات خودتان را ادامه بدهید. کاوه به خاطر ایجاد حس رقابت با بارانا به او کمک کرده است.

غنچه در اتاق با بارانا خوابیده که خر و پف میکند و بارانا را کلافه کرده است. در خواب انگلیسی حرف میزند و خواب بچه هم میبیند. بارانا او را بیدار میکند. بارانا از او میخواهد پلاستیک‌‌ها را از خودش باز کند اما او جدی نمیگیرد. میگوید پنبه بگیر در گوشهایت. صدای بابک میآید که بارانا را به خاطر بی خوابی مواخذه میکند. تهمینه هم همینطور.

صبج، خانواده روحافزا با غنچه مشغول صبحانه خوردن هستند. غنچه میگوید که فقط کابوس دیدم. حاضرم در راهرو بخوابم اما با بارانا در یک اتاق نخوابم. همه بارانا را مواخذه میکنند و توضیح میخواهند. جمشید هم میآید و میگوید شب ذرت بو میدادید؟ غنچه میگوید که من پلاستیکها را بسته بودم دور کمرم، این بارانا همش تنش ایجاد میکرد. غنچه میخواهد به او بگویند که استخوانبندیاش ظریفترنشدهاست؟

کرمی در حال ساختن دمنوشهای مخصوص خود است. کیا و کاوه میآیند و او را دست میاندازند. خار شتر را بود میکنند و کاوه میگوید من تا حالا فکر میکردم فحش است خوارشتر! کاوه میگوید پروستاتم خیلی درد میکند چیزی نداری برایش مفید باشد؟ بحث به سنبل طیب میرسد که کاوه آن را قنبل طیب میشنود.

بحث که به غنچه میرسد کرمی میگوید آن خانم تا وقتی که از دمنوشهای من استفاده میکند جزء بیماران ما محسوب میشود و شما حق ندارید بخواهید شرش کم بشود و با او این طوری صحبت کنید.

غنچه که در هتل راه میرود سه دختر لاغر به او میرسند و با او درباره دمنوش لاغری و هیکل غنچه او را دست میاندازند. میگویند بدنت دارد عضله میسازد و چون چربیها دارند جای خود را به عضلهها میدهند وزنت کم نشده است.. غنچه میگوید از سیکس پک بدش میآید. دختر لاغر میگوید آره همین طوری خوب است ایربگ خوبی.

پس از جدا شدنشان کیا به سراغ آن سه دختر میآید.. مشخص میشود که او توصیه کرده بود که به آن دختر این انگیزهها را بدهند. کیا شماره را میگیرد که خبر بدهد نتیجه را. که غنچه از راه میرسد. غنچه دوباره از کیا معجون میخواهد. کیا از او میخواهد در کنار روحافزا از او تعریف کنند. اما غنچه معتقد است آن خانواده از حسادت نسبت به او میمیرند.

کیا به بچهها میپیوندد و میگوید برای غنچه باید یک انگیزه عشقی پیدا کنیم تا انگیزه پیدا کند و لاغر شود. همه کاوه را نگاه میکنند. کاوه میگوید روی من حساب نکنید. کیا میگوید او هم همینطور. ولی تو باید یک خواستگاری لایت بکنی. کاوه میگوید من مورد خودفروشی را نیستم. به او میگویند که خیالش راحت باش که جواب مثبت نمیگیرد و بهتر است خواستگاری کند. کیا نمیتواند برود چون از کیا خوشش میآید و ممکن است جواب مثبت بدهد،کرمی را هم که به خاطر ظاهرش نمیتوانند رویش حساب کنند.

کاوه در نبود بقیه، معجونهای دمنوشی کرمی را دستکاری میکند.

بارانا (پردیس شهرابی) در حالی که خوابالوده است در حال نقاشی کشیدن است که کاوه سر میرسد. از نقاشی او تعریف میکند. دست بارانا البته خورده و نقاشی را خراب کرده است. به انحای مختلف سعی میکند به باران بگوید که کاری که میخواهد انجام بدهد دلش نمیخواهد آن کار را بکند و بارانا ناراحت نشود. بارانا بالاخره میگوید باشه..

کاوه تیپ زده و به سراغ غنچه در لابی میرود. سرِ بحث را باز میکند. غنچه میگوید تمریناتم را خیلی جدی نمیگیرم چون احساس کردم دارد از من سوء استفاده میشود. از حق نگذریم وزن کم کردهام.. میگوید میخواهم بروم خواستگاری، غنچه میگوید امیدوارم نیت شما از این کار سوء استفاده جنسی نباشد.

از طرف دیگر کرمی معجونش به هم خورده و معجونی اشتباه به دست کیا میدهد تا ببرد…

در لابی، کاوه میگوید که آن دختر بچه خودِ خاکبرسرِ شما هستین. غنچه میخواهد شاکی بشود که کاوه میگوید فقط بگویید نه. کیا میرسد و معجون میآورد. غنچه دمنوش را که میخورد میگوید که راستش من هم از شما بدم نمیآید. حالا که این جور رمانتیک و عاشقانه به من پیشنهاد کردید قبول میکنم. کاوه میگوید که من آدم داغانی هستم. غنچه تصمیم میگیرد رفتنش را تاخیر بیاندازد تا بیشتر اشنا بشوند. کاوه پشیمان شده و هر دو شکمشان قار و قور میکند.

به سمت دستشویی میروند و وضع مزاجیشان خراب شده است. کرمی و کیا هم دمنوش خوردهاند و وضع مشابهی دارند.

کاوه و غنچه به درمانگاه رفته و سرم زدهاند. کاوه عصبانی و ناامید است. ولی غنچه دل میدهد و قلوه میگیرد.

کاوه اعتراف میکند که ماجرا صوری بوده است. غنچه عصبانیست. کاوه را بیرون میکند.

غنچه در حال خروج از هتل و رفتن، پلاستیکها را به بابک میدهد که تا صبح بترکاند. همه را دعوت میکند که به شیراز بروند.

بعد از رفتن غنچه، خانواده شوخی میکنند و دست میاندازند و این قسمت از سریال ایرانی شبکه جم که با بودجه‌های غیرشفاف ساخته می‌شود این‌گونه به اتمام می‌رسد.

سریال ماه پیکر قسمت چهار
در این مطلب:

Join the Conversation

2 comments

  1.    پاسخ دادن

    […] لینک منبع […]

  2.    پاسخ دادن

    […] پاورقی سریال شهر قشنگ، قسمت ۲۳ اولین بار در پندار پدیدار […]

-- --
شبکه جم
‘شبکه جم معاند است’
«اما و اگر»های جام‌جم برای بازگشته‌ها از جم
بنیامین احمدی
بازداشت و دیپورت بازیگر شبکه جم ؟
پرویز قریب افشار شبکه جم
جذب یک مجری مشهور قدیمی، توسط شبکه جم | پرویز قریب افشار کیست؟
تبلیغ کتاب از شبکه من و تو تا جم تی وی
دورخیز برای کتاب‌دوستان، از من و تو تا شبکه جم تی وی
شیدا مرادی
شیدا مرادی کیست؟ + بیوگرافی و زندگینامه

تازه‌ها

خبرهای مهم

خبرهای داغ

تازه‌ها